پنجشنبه بیست و دوم دی 1384
به وبلاگ جدید من سر بزنید
عکس خوب
نوشته شده توسط روزبه در ساعت 10:30 |
لینک
|
پنجشنبه بیست و دوم دی 1384
سلام من اومدم ولی به طور موقتی چون مدرسه مان تعطیل کرده اگر می خواهید برف ببینید برید دربند اونجا خیلی برفه. صبح ما زنگ زدیم به مدرسه ام گفتند تعطیله.

نوشته شده توسط روزبه در ساعت 10:27 |
لینک
|
یکشنبه هجدهم دی 1384
دوباره امتحانات شروع شد و من نمی تونم بنویسم تااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا ۳ بهمن
خداحافظ تا ۳ بهمن
نوشته شده توسط روزبه در ساعت 14:46 |
لینک
|
شنبه دهم دی 1384
از دایناسور ها تا حیوانات حال
نوشته شده توسط روزبه در ساعت 20:22 |
لینک
|
یکشنبه چهارم دی 1384
روز سه شنبه با بچه هاي کلاس به باغ گياه شناسي رفتيم . درآنجا درختان بسيار زيبايي هست. درختان ناحيه هاي خزري، زاگرس، اروپا، هند و جاهاي ديگر. اونجا براي ناحيه ي خزري دريا گذاشته بودند. براي ناحيه ي اروپا هم همين طور. خب بالاخره نا حيه ي اروپا که تو تهران نيست. تو باغ نه آب بود و نه، ببخشيد، دستشويي. همه تشنه بودند. بالاخره يک جا آب از يک باغبان گرفتيم. حالا آب گير اومد دستشويي رو چکارش کنيم؟ بچه ها تا خونه هاشون دستشويي نرفتند. سه ساعت بدون اب و w.c راه رفتيم و راه رفتيم. تو باغ يک رودخونه بود. يکي از بچه هامون افتاد توش. دوربين و همه چيش خيس شد. البته اونجا نمي گذاشتند عکس و فيلمبرداري کنيم. اگر عکسشو مي خواهيد يا ادرسشو، بنويسيد. راستي اونجا تکي يا سه چهار نفري نمي شود رفت. فقط گروهي از ده نفر به بالا مي شه.
نوشته شده توسط روزبه در ساعت 5:14 |
لینک
|
جمعه دوم دی 1384
داستان گربه ی قبلی ام را که یادتان هست. روز سه شنبه من ومادرم داشتیم از خانه ی خاله ام بر می گشتیم. من اون دست خیابون گربه ای عین گربه ی قبلیم دیدم. اون گربه هم دست اموز بود، چون به دست می اومد. من اومدم بالا و برایش غذا انداختم. خب اونم خورد . روز بعد یعنی چهارشنبه ساعت پنج، دیدم یک چیز رو درخت جلوی خونمون هست. حدس بزنید چی بود. گربه از درخت تا طبقه ی سوم اومده بود بالا. من هی می ترسیددم بیفته، چون هرچی بالا تر می آمد، شاخه ها کوچکتر می شد. خب اون به سختی برگشت پایین. من استخوان براش انداختم اما نخورد. بعد از چند دقیقه از پنجره سرم رو کردم بیرون دیدم یک گربه ی سیاه و سفید اومده و گربه دست آموز در رفته. از اون روز به بعد دیگه اون طرفا ندیدمش.
نوشته شده توسط روزبه در ساعت 17:15 |
لینک
|